آیا جهان ناآگاهانه به سوی جنگ جهانی سوم می‌رود؟

آیا جهان ناآگاهانه به سوی جنگ جهانی سوم می‌رود؟

تاریخ انتشار: 1405/7/25

شماره خبر: 26859

چاپ‌خبر

هم‌زمانی جنگ اوکراین، تشدید رقابت آمریکا و چین و تغییر ائتلاف‌های امنیتی، نگرانی‌ها درباره گسترش درگیری‌های منطقه‌ای و احتمال وقوع جنگ جهانی سوم را افزایش داده است؛ اما آیا تحولات کنونی واقعاً جهان را به آستانه یک جنگ فراگیر نزدیک کرده است؟

به گزارش رویداد شمال، حملات انصارالله یمن، حملات روسیه به اوکراین که به کشته شدن بیش از ۱۰۰ غیرنظامی انجامیده، هشدار لهستان درباره احتمال حملات روسیه به خاک کشورهای عضو اتحادیه اروپا و برگزاری رزمایش شش‌روزه چین با مهمات جنگی در امتداد سواحل این کشور، از جمله تحولاتی هستند که در هفته گذشته رخ داده‌اند و نگرانی‌ها درباره تشدید ناامنی در جهان را افزایش داده‌اند.

گیدئون راچمن، تحلیلگر سیاسی فایننشال تایمز، در مقاله‌ای با عنوان «آیا ناآگاهانه به سوی جنگ جهانی سوم پیش می‌رویم؟» می‌نویسد چهار سال پس از آغاز جنگ روسیه و اوکراین، فضای سیاسی جهان دستخوش تغییرات بنیادینی شده است؛ به‌گونه‌ای که رهبران کشورها بیش از گذشته آشکارا درباره احتمال وقوع جنگ جهانی سوم سخن می‌گویند.

در رویارویی جنجالی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، و ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین، در فوریه ۲۰۲۵، ترامپ زلنسکی را به «قمار کردن با جنگ جهانی سوم» متهم کرد.

از نگاه ترامپ، حمایت غرب از اوکراین می‌تواند آمریکا را به رویارویی مستقیم با روسیه بکشاند؛ نگرانی‌ای که ممکن است همچنان در محاسبات دولت آمریکا نقش داشته باشد. در مقابل، زلنسکی بارها هشدار داده است که جهان در معرض خطر یک درگیری گسترده قرار دارد؛ با این تفاوت که از دیدگاه او، خطر اصلی نه در مقابله با روسیه، بلکه در ناتوانی جامعه جهانی از مهار این کشور نهفته است.

Capture

رئیس‌جمهور اوکراین در این باره گفته بود: «تمام جهان باید تصمیم بگیرد که آیا می‌خواهد پوتین را متوقف کند یا آغاز جنگ جهانی سوم را رقم بزند؟»

رقابت قدرت‌های بزرگ و خطر گسترش جنگ

نگرانی از وقوع جنگی فراگیر به اروپا محدود نمی‌شود. در شرق آسیا نیز رقابت راهبردی میان آمریکا و چین، یکی از مهم‌ترین کانون‌های بالقوه تنش در نظام بین‌الملل به شمار می‌رود.

راچمن با اشاره به هشدارهای شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین، درباره گرفتار شدن دو کشور در «تله توسیدید» توضیح می‌دهد که این مفهوم به نظریه‌ای بازمی‌گردد که گراهام آلیسون، استاد دانشگاه هاروارد، مطرح کرده است.

بر اساس این نظریه، ظهور یک قدرت جدید و به چالش کشیده شدن قدرت مسلط، در برخی مقاطع تاریخی زمینه‌ساز جنگ میان دو طرف شده است. از این منظر، رقابت فزاینده آمریکا و چین نیز می‌تواند به یکی از عوامل تعیین‌کننده در آینده امنیت جهانی تبدیل شود؛ هرچند وقوع جنگ میان این دو قدرت، نتیجه‌ای اجتناب‌ناپذیر نیست.

به نوشته این تحلیلگر، با وجود افزایش هشدارها درباره احتمال جنگ جهانی سوم، هنوز تعریف دقیق این مفهوم و شرایطی که تحقق آن را ممکن می‌کند، کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

دو نشانه اصلی برای وقوع جنگ جهانی

راچمن برای بررسی احتمال وقوع جنگ جهانی، به دو ویژگی اساسی اشاره می‌کند: نخست، ورود مستقیم قدرت‌های بزرگ به جنگ با یکدیگر و دوم، گسترش دامنه درگیری‌ها به چند قاره.

این دو ویژگی در جنگ‌های جهانی اول و دوم به‌روشنی مشاهده شدند؛ اما به اعتقاد این تحلیلگر، شرایط کنونی جهان هنوز به‌طور کامل با این معیارها مطابقت ندارد.

با این حال، تحقق نیافتن این شرایط به معنای منتفی بودن خطر نیست. گسترش بحران‌های منطقه‌ای، احتمال درگیری مستقیم قدرت‌های بزرگ و پیچیده‌تر شدن روابط امنیتی کشورها می‌تواند زمینه‌ساز تحولاتی پیش‌بینی‌ناپذیر شود.

تغییر ائتلاف‌ها؛ شباهتی نگران‌کننده با گذشته

راچمن در جمع‌بندی تحلیل خود یادآور می‌شود که بحران‌های منتهی به جنگ جهانی اول و دوم نیز با تغییر ائتلاف‌ها، بازتعریف تعهدات امنیتی و افزایش نگرانی کشورها نسبت به تحرکات رقبا همراه بودند.

از این منظر، تحولات کنونی را نمی‌توان به‌تنهایی نشانه قطعی آغاز جنگ جهانی سوم دانست؛ اما هم‌زمانی بحران‌های نظامی در چند منطقه، رقابت قدرت‌های بزرگ و تغییر موازنه‌های امنیتی، ضرورت توجه جدی‌تر به خطر گسترش درگیری‌ها را برجسته می‌کند.

در نهایت، پرسش اصلی این نیست که آیا جنگ جهانی سوم همین حالا آغاز شده است، بلکه این است که آیا قدرت‌های جهانی می‌توانند پیش از تبدیل بحران‌های منطقه‌ای به یک رویارویی فراگیر، مسیر تنش‌ها را تغییر دهند.

برچسب:

اشتراک گذاری در:

هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *