یک جامعهشناس با بررسی پیامدهای خشونت، جنگ و دوقطبیهای اجتماعی بر جامعه ایران، تأکید میکند نخبگان، رسانهها و نهادهای اجتماعی میتوانند یا به کاهش اضطراب و بازسازی اعتماد عمومی کمک کنند یا با روایتهای هیجانی و قطبیساز، بر زخمهای جمعی بیفزایند.
به گزارش رویداد شمال ،جامعه ایران از دیماه گذشته تا جنگ اخیر، روزهای دشوار و پرالتهابی را پشت سر گذاشته است؛ رخدادهایی که تنها محدود به خسارتهای عینی و سیاسی نبوده، بلکه بر احساس امنیت روانی، اعتماد اجتماعی، مشارکت مدنی و روحیه عمومی نیز اثرات عمیقی بر جای گذاشته است. کارشناسان علوم اجتماعی معتقدند فهم این وضعیت نیازمند توجه به مفاهیمی چون ترومای جمعی، سرمایه اجتماعی، مشروعیت، حافظه جمعی و نقش رسانهها در مدیریت بحران است.
در همین چارچوب، عالیه شکربیگی، جامعهشناس و استاد دانشگاه، در گفتوگویی به بررسی ابعاد اجتماعی این تحولات و راهکارهای بازسازی اعتماد و همبستگی اجتماعی پرداخته است.
پیامدهای خشونت؛ از اضطراب جمعی تا فرسایش سرمایه اجتماعی
به گفته شکربیگی، بروز خشونتهای گسترده و درگیریهای اجتماعی، نخستین اثر خود را در قالب افزایش ترس و اضطراب عمومی نشان میدهد. حتی افرادی که مستقیماً درگیر حوادث نبودهاند نیز ممکن است با هراس از تکرار خشونت، احساس ناامنی مداوم را تجربه کنند.
او توضیح میدهد این وضعیت میتواند به نوعی «هوشیاری افراطی» منجر شود؛ حالتی که افراد دائماً در وضعیت آمادهباش روانی قرار میگیرند. پیامد چنین شرایطی، کاهش حضور در فضاهای عمومی، افزایش انزوا و تضعیف روابط اجتماعی است.
این جامعهشناس همچنین از شکلگیری ترومای جمعی سخن میگوید؛ آسیبی که در آن بازماندگان و شاهدان صحنههای خشونت با کابوس، اضطراب، بازگشت ذهنی به حادثه و احساس گناه بازماندگی مواجه میشوند. به باور او، تداوم این وضعیت میتواند نسلهای بعدی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
سوگ جمعی چگونه بروز میکند؟
شکربیگی معتقد است سوگ ناشی از رخدادهای تلخ، تنها یک اندوه فردی نیست، بلکه تجربهای مشترک در سطح جامعه است. این سوگ در کوتاهمدت با افزایش افسردگی، اضطراب، احساس درماندگی و رفتارهای اجتنابی همراه میشود.
او میافزاید در میانمدت، جامعه ممکن است به دو مسیر متفاوت حرکت کند؛ یا همبستگی بیشتری شکل بگیرد یا انزوا و رخوت اجتماعی تقویت شود. در بلندمدت نیز خطر کاهش اعتماد عمومی، نااطمینانی نسبت به آینده، فرسودگی روانی و تشدید شکافهای اجتماعی وجود دارد.
با این حال، به گفته او، سوگ جمعی میتواند به بازتعریف آیینهای اجتماعی، شکلگیری مقاومت مدنی و افزایش مطالبهگری نیز منجر شود.
شبکههای اجتماعی و بازتاب احساسات عمومی
این استاد دانشگاه با اشاره به نقش فضای مجازی میگوید بررسی محتوای منتشرشده در شبکههای اجتماعی نشان میدهد احساسات کاربران ترکیبی از اندوه، خشم و مطالبهگری بوده است.
به گفته او، روایتهای شخصی خانوادهها و بازماندگان، انتشار نمادهای یادبود و تأکید بر عدالتخواهی نشان میدهد که سوگ عمومی در بسیاری موارد به نوعی کنش اجتماعی و حفظ حافظه جمعی تبدیل شده است.
رسانهها و نخبگان؛ سپر آرامش یا عامل قطبیسازی
شکربیگی نقش نخبگان، روشنفکران و رسانهها را در شرایط شوک جمعی بسیار تعیینکننده میداند. او میگوید این گروهها میتوانند با تحلیل عقلانی، شفافیت، اطلاعرسانی دقیق و تأکید بر منافع مشترک، از شدت اضطراب اجتماعی بکاهند و اعتماد عمومی را تقویت کنند.
در مقابل، بازنشر مکرر تصاویر خشونتآمیز، انتشار اخبار تأییدنشده یا ارائه تحلیلهای هیجانی و دوگانه، میتواند به تشدید ترومای جمعی، ناامیدی و گسترش شکافهای اجتماعی بینجامد.
او همچنین بر اهمیت سواد رسانهای شهروندان تأکید میکند؛ مهارتی که به افراد کمک میکند منبع خبر را تشخیص دهند، واقعیت را از روایت جدا کنند و در برابر موجهای هیجانی واکنش سنجیدهتری داشته باشند.
نقشه راه بازسازی روحیه اجتماعی
این جامعهشناس بازسازی روحیه عمومی را نیازمند برنامهای بلندمدت، جامعهمحور و مبتنی بر عدالت میداند. به گفته او، چند محور اصلی باید در اولویت قرار گیرد:
شفافیت و پاسخگویی: روشن شدن ابعاد حوادث، تحقیقات مستقل و جبران خسارت آسیبدیدگان
حمایت روانی و اجتماعی: گسترش خدمات مشاورهای، درمان جمعی و حمایت از گروههای آسیبپذیر
رسانههای حرفهای و آزاد: مقابله با شایعات و تقویت اعتماد عمومی از مسیر اطلاعرسانی دقیق
اصلاحات اقتصادی: کنترل تورم، بهبود معیشت و کاهش نابرابری
گفتوگوی ملی: ایجاد بستر گفتوگو میان گروههای مختلف اجتماعی و مدنی
آموزش فرهنگی: ترویج حقوق بشر، مدیریت خشم و کنشهای خشونتپرهیز در مدارس و دانشگاهها
او در پایان تأکید میکند که موفقیت این مسیر، به اراده نهادی، مشارکت جامعه و حمایت نهادهای تخصصی وابسته است؛ در غیر این صورت، خطر تعمیق گسست اجتماعی همچنان پابرجا خواهد بود. ایرنا
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید