نوروز، کهنترین آیین ایرانی، نهتنها آغاز سالی نو بلکه تجلی تداوم هویت، فرهنگ و انسجام ملی در دل فراز و فرودهای تاریخی است؛ جشنی که حتی در سایه جنگ و بحران نیز، روایتگر زایش دوباره «ایران» باقی مانده است.
به گزارش رویداد شمال ؛ «بهار» برای ایرانیان، همواره فراتر از یک فصل، میعادگاهی برای نو شدن اندیشه و بازخوانی هویت تاریخی بوده است. سرزمینی که در گذر قرون، بارها در معرض تهاجم و مواجهه با فرهنگهای گوناگون قرار گرفت، اما در دل همین تندبادهای سهمگین، توانست ریشههای فرهنگی خود را حفظ کند و «منِ ایرانی» را به رشتهای از انسجام ملی بدل سازد.
در این میان، «نوروز» بهعنوان میراثی ماندگار از ایران باستان، آیینی است که آغاز آن با گردهمایی خانوادهها بر سفرهای نمادین رقم میخورد و پایانش در دل طبیعت، با گره زدن سبزهها به نشانه پیوند و امید تداوم مییابد. این سفره، نه صرفاً مجموعهای از نمادها، بلکه بازتابی از گستره فرهنگی ایرانزمین است؛ پهنهای که فراتر از مرزهای جغرافیایی امروز، ریشه در تاریخ مشترک ملتها دارد.
نوروز، برای هر ایرانی، مجالی برای بازگشت به خویشتن است؛ گردهمایی بزرگی که در آن، اسطورهها، افسانهها، آیینها و تجربههای نیاکان، در کنار یکدیگر معنا مییابند. از باور بازگشت فروهران در آغاز سال تا روایتهای نمادین پیوند نخستین انسانها، همگی نشانههایی از پیوند عمیق ایرانیان با گذشته و طبیعت پیرامونشان است.
آغاز سال نو، همزمان با رویش دوباره طبیعت، یادآور تلاش نسلهایی است که بذر فرهنگ و هویت را در این سرزمین کاشتند و امروز، ریشههای آن در سراسر ایران گسترده شده است. لحظه تحویل سال، هنگامی که خانوادهها گرد یک سفره مینشینند، تنها یک آیین نیست؛ بلکه بازنمایی حضور سرمایه اجتماعی و تاریخی ملتی است که قرنها تجربه، خرد و همبستگی را در خود انباشته است.
سال ۱۴۰۴ اما، در حافظه جمعی ایرانیان، با تندبادهای حوادث و سایه سنگین ناامنی همراه شد؛ شرایطی که بسیاری از آیینهای شادمانه نوروزی را تحتتأثیر قرار داد. در گیلان، سرزمین آیینهای کهن، بسیاری از سنتها از جمله رابچره، عروس گولی و نوروزخوانی، مجال بروز نیافتند و نشانههای شادی، کمرنگتر از همیشه بود.
با این همه، نوروز بار دیگر نشان داد که جوهره آن، فراتر از آیینها و نمودهای ظاهری است. حتی در غیاب بسیاری از سنتها، سفره نوروز همچنان گسترده شد؛ سفرهای که نماد وحدت و تداوم ملی است. تخممرغهای رنگین آن، روایتگر زایش دوباره ملتی است که بارها از دل خاکستر برخاسته و حیات خود را از نو آغاز کرده است.
در این میان، نمادهایی چون آب و سبزه، یادآور پاکی، رویش و امید هستند؛ عناصری که در فرهنگ ایرانی، همواره نویدبخش بازسازی و استمرار زندگی بودهاند. سمنو، بهعنوان عصاره صبر و تلاش، نمادی از آن است که چگونه میتوان از دل سختیها، شیرینی آفرید.
گردش زمان، که در لحظه تحویل سال به اوج معنا میرسد، یادآور حقیقتی انکارناپذیر است: حرکت، جوهره حیات است و ایستایی، بیمعنا. از اینرو، ایرانیان در واپسین روزهای نوروز، با حضور در طبیعت و گره زدن سبزهها، پیمانی نمادین میبندند؛ پیمانی برای همدلی، همبستگی و تلاش برای شکوفایی دوباره ایران، فارغ از هرگونه تفاوت قومی و نژادی.
نوروز، در نهایت، روایت ماندگاری ملتی است که در گذر تاریخ، نهتنها باقی مانده، بلکه هر بار، استوارتر از پیش، خود را بازآفریده است. ایسنا
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید