چرا رتبه‌های برتر کنکور از مدارس دولتی عادی تهی شدند؟

چرا رتبه‌های برتر کنکور از مدارس دولتی عادی تهی شدند؟

تاریخ انتشار: 1405/7/15

شماره خبر: 26485

چاپ‌خبر

نبود حتی یک دانش‌آموز از مدارس دولتی عادی در میان ۳۰ رتبه برتر سه گروه آزمایشی کنکور ۱۴۰۵، بار دیگر شکاف میان فرصت‌های آموزشی در ایران را به مسئله‌ای جدی تبدیل کرده است؛ شکافی که ریشه‌های آن را باید فراتر از روز کنکور و در کیفیت مدارس، دسترسی به امکانات و وضعیت اقتصادی خانواده‌ها جست‌وجو کرد.

اختصاصی رویداد شمال/ نتایج کنکور سراسری ۱۴۰۵ تنها فهرستی از رتبه‌ها نیست؛ این نتایج می‌تواند تصویری از تفاوت فرصت‌های آموزشی در کشور ارائه دهد.

در حالی که بخش بزرگی از دانش‌آموزان کشور در مدارس دولتی عادی تحصیل می‌کنند، نبود حتی یک نماینده از این مدارس در میان ۳۰ رتبه برتر سه گروه آزمایشی، پرسش مهمی را پیش روی نظام آموزشی قرار می‌دهد: آیا همه دانش‌آموزان واقعاً با فرصت‌های برابر وارد رقابت دانشگاهی می‌شوند؟

البته نمی‌توان بر اساس رتبه‌های برتر درباره عملکرد میلیون‌ها دانش‌آموز حکم کلی صادر کرد. استعداد، تلاش فردی، شرایط خانوادگی و امکانات خارج از مدرسه نیز در موفقیت تحصیلی نقش دارند؛ اما همین آمار می‌تواند یک نشانه جدی برای بررسی عمیق‌تر عدالت آموزشی باشد.

رقابت یکسان است، اما نقطه شروع نه

کنکور برای همه یک آزمون است، اما دانش‌آموزان لزوماً با شرایط یکسان به این آزمون نمی‌رسند.

یک دانش‌آموز ممکن است در مدرسه‌ای با معلمان باتجربه، مشاور مستمر، کلاس‌های تقویتی، آزمایشگاه، امکانات آموزشی و دسترسی گسترده به منابع کمک‌آموزشی تحصیل کند و دانش‌آموز دیگری در مدرسه‌ای با کمبود معلم، مشاور و تجهیزات آموزشی قرار داشته باشد.

بنابراین، برگزاری یک آزمون واحد به‌تنهایی به معنای برابری فرصت‌ها نیست. بخش مهمی از رقابت، ماه‌ها و حتی سال‌ها پیش از برگزاری کنکور شکل می‌گیرد؛ جایی که تفاوت امکانات آموزشی می‌تواند مسیر دانش‌آموزان را از یکدیگر جدا کند.

عدالت آموزشی؛ از شعار تا شاخص‌های قابل اندازه‌گیری

اگر قرار است عدالت آموزشی یک هدف واقعی باشد، باید بتوان میزان تحقق آن را با عدد و شاخص سنجید.

میزان کمبود معلم، دسترسی دانش‌آموزان به مشاور، کیفیت نیروی انسانی، سرانه فضای آموزشی، امکانات آزمایشگاهی و دسترسی به آموزش‌های تکمیلی، تنها بخشی از شاخص‌هایی است که می‌تواند وضعیت مدارس مختلف را روشن کند.

بدون چنین داده‌هایی، صحبت از عدالت آموزشی ممکن است در حد شعار باقی بماند. نظام آموزشی باید بتواند هر سال مشخص کند فاصله میان مدارس برخوردار و مدارس دولتی عادی در حال کاهش است یا افزایش.

وقتی معدل هم به مسئله تبدیل می‌شود

افزایش نقش سوابق تحصیلی در پذیرش دانشگاه، اهمیت کیفیت آموزش مدرسه را بیش از گذشته افزایش داده است.

اگر قرار است معدل دانش‌آموز در سرنوشت دانشگاهی او نقش تعیین‌کننده داشته باشد، نمی‌توان تفاوت کیفیت آموزش در مدارس، دسترسی متفاوت به معلم و امکانات و حتی شرایط اقتصادی خانواده‌ها را نادیده گرفت.

معدل زمانی می‌تواند شاخصی عادلانه برای مقایسه باشد که دانش‌آموزان از فرصت‌های آموزشی تا حد امکان نزدیک به هم برخوردار باشند. در غیر این صورت، بخشی از نابرابری‌های موجود ممکن است از مرحله مدرسه به مرحله پذیرش دانشگاه منتقل شود.

فقر اقتصادی چگونه به فقر آموزشی تبدیل می‌شود؟

در بسیاری از موارد، خانواده‌ای که توان پرداخت هزینه کلاس‌های تقویتی، مشاور، آزمون‌های آزمایشی و منابع آموزشی را ندارد، عملاً امکان استفاده از بخشی از فرصت‌های رقابتی را از دست می‌دهد.

از سوی دیگر، دانش‌آموز مناطق محروم و حتی بعضی از شهرها ممکن است همزمان با کمبود معلم، مشاور، فضای آموزشی و تجهیزات نیز مواجه باشد.

به همین دلیل، توزیع منابع آموزشی صرفاً بر اساس تعداد دانش‌آموزان نمی‌تواند پاسخگوی همه نیازها باشد. مدارس مناطق محروم و کم‌برخوردار به منابع جبرانی بیشتری نیاز دارند تا فاصله اولیه آنها با مدارس برخوردار کاهش پیدا کند.

مسئله فقط رتبه‌های برتر نیست

نباید مسئله را به این خلاصه کرد که چرا دانش‌آموزان مدارس دولتی عادی در جمع رتبه‌های برتر حضور ندارند. پرسش مهم‌تر این است که آیا دانش‌آموز مستعدی که در یک مدرسه کم‌برخوردار تحصیل می‌کند، به اندازه دانش‌آموزی با شرایط اقتصادی و آموزشی بهتر فرصت شکوفایی دارد؟

عدالت آموزشی به معنای آن نیست که همه دانش‌آموزان باید رتبه‌های مشابهی کسب کنند؛ عدالت یعنی محل تولد، محل تحصیل یا وضعیت اقتصادی خانواده، شانس یک دانش‌آموز مستعد را برای رسیدن به موفقیت به شکل تعیین‌کننده‌ای کاهش ندهد.

کنکور ۱۴۰۵؛ زنگ هشداری برای سیاست‌گذاران

نتایج کنکور ۱۴۰۵ می‌تواند فراتر از اعلام رتبه‌ها، به یک داده مهم برای سیاست‌گذاری آموزشی تبدیل شود.

صفر شدن سهم مدارس دولتی عادی در جمع رتبه‌های برتر، اگرچه به‌تنهایی برای صدور حکم درباره کل نظام آموزشی کافی نیست، اما آن‌قدر معنادار است که نمی‌توان به سادگی از کنار آن عبور کرد.

اکنون پرسش اصلی این نیست که چرا مدارس خاص رتبه‌های برتر بیشتری دارند؛ پرسش این است که چرا مدارس دولتی عادی، با وجود پوشش جمعیتی گسترده، سهمی از قله‌های کنکور ندارند و برای کاهش این فاصله چه باید کرد؟

پاسخ به این پرسش، نیازمند بررسی داده‌های آموزشی، اصلاح توزیع منابع، ارتقای کیفیت مدارس دولتی و ایجاد فرصت‌های برابر برای دانش‌آموزان است؛ وگرنه شکاف آموزشی می‌تواند هر سال خود را در آینه نتایج کنکور تکرار کند.

برچسب:

اشتراک گذاری در:

هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *