حنجره زخمی؛ درگذشت ناصر مسعودی، بلبل آخر گیلان در ۹۰ سالگی

صدایی که از فرهنگ هزارساله گیلان جان می‌گرفت

حنجره زخمی

تاریخ انتشار: 1404/9/8

شماره خبر: 18988

چاپ‌خبر

ناصر مسعودی، خواننده خوش‌الحان و آخرین بلبل آشیان‌گرفته آواز گیلان، در ۹۰ سالگی درگذشت. صدای او پیوندی بی‌واسطه با فرهنگ و موسیقی چند هزار ساله شمال ایران داشت و از نسل پیشکسوتانی بود که موسیقی دستگاهی و نغمه‌های بومی گیلان را با شور و اصالت اجرا کردند.

به گزارش رویداد شمال ؛ ناصر مسعودی در ششم فروردین ۱۳۱۴ در محله صیقلان رشت به دنیا آمد. او دوران کودکی خود را در سخت‌ترین شرایط قرن بیستم تجربه کرد؛ جنگ جهانی دوم، هجوم ارتش سرخ از شمال و نیروهای بریتانیایی از جنوب و غرب، و سرگردانی سیاسی کشور، همگی زخم‌هایی بر جان کودک گذاشت. یتیمی و فقدان پدر، او را در دامان خواهر بزرگ‌ترش که آموزگار و استوار بود، قرار داد تا مسئولیت و انضباط را بیاموزد. همان دوران بود که ترانه‌ای گیلکی از مادر، با نوای دستگاه دشتی، در دل او شعله موسیقی و عشق به سرزمین را روشن کرد: «تَرا گَمَه، میرزا کوچیک خانا». این ترانه، پژواک تنهایی میرزا کوچک‌خان و انتظار مردم را در گوش کودک ۶ ساله انعکاس می‌داد و مسیر زندگی مسعودی را به آواز و وطن پیوند زد.

رادیو؛ نقطه عطف هنری

جوان که شد، عزم تهران کرد؛ شهری که محل رفت‌وآمد موسیقیدانان و اهل ذوق بود. مسعودی در محافل موسیقی راه یافت، ردیف‌های آوازی را با صبر و ممارست آموخت و زیر سایه استادانی چون علی‌اکبرخان شهنازی و احمد عبادی بالید. اما رشته‌ای نادیدنی او را به رشت و خاک مادری پیوند می‌داد. بازگشت او به زادگاه، آغاز فعالیت‌های گسترده با ارکسترها، گروه‌های نمایشی و انجمن‌های فرهنگی بود.

نقطه اوج شکوفایی مسعودی حضور در رادیو، به ویژه برنامه‌های «گل‌ها»، «گل‌های صحرایی» و «برگ سبز» بود؛ جایی که تنها صداهای پخته و ردیف‌دان پذیرفته می‌شدند. حنجره او توانست هم با ساز تار هم‌نفس شود و ظرایف موسیقی دستگاهی را بفهمد و هم نغمه‌های بومی گیلان را با صداقت و سادگی جاری کند.

آثار او شامل بیش از ۲۰۰ اثر در موسیقی دستگاهی، ۱۵ برنامه «برگ سبز»، ۱۰ برنامه «شاخه گل» و بیش از ۲۵۰ ترانه محلی گیلکی است. آلبوم‌هایی چون «قلندر»، «پرچین» و «کوراشیم»، و ترانه‌هایی همچون «بنفشه‌گول»، «دیوانه‌ام»، «الله تی‌تی»، «نفرین بر مستی» و «مسافر» جلوه‌ای از سیمای چندوجهی او را نمایان می‌سازند. ترکیب موسیقی دستگاهی و ترانه‌های کوچه‌بازاری، هنری راستین و بدون تکلف خلق کرد که از کوچه‌های باران‌خورده رشت تا تالارهای رسمی تهران به یکسان شنیده شد.

سال‌های ممنوع‌کاری و خاموشی تحمیلی

پس از انقلاب، مسعودی مانند بسیاری از بزرگان موسیقی، تحت ممنوعیت‌های طولانی قرار گرفت. این خاموشی، زخمی بر جان هنرمند بود و مردم گیلان را از صدای پناهگاه اندوه‌ها محروم کرد. در سال ۱۳۶۶، سریال «میرزا کوچک‌خان» پخش شد و اجرای ترانه «تَرا گَمَه…» با اعتراض گیلانیان روبه‌رو شد؛ زیرا خواننده‌ای غیر بومی، بافت و لحن گیلکی را به صدا در نیاورده بود.

این کمبود هویت بود که آهنگساز سریال، محمد میرزمانی، را به خانه مسعودی در رشت کشاند. او که هنوز از ممنوعیت رنج می‌برد، تحت احترام و سماجت مردم نرم شد و آواز گیلان را دوباره زنده کرد. ترانه‌ای که مادرش سال‌ها پیش زمزمه کرده بود، در دل سال‌های تاریک ممنوعیت، با صدای او بر جان مردم نشست و نشانه پیوند عمیق مسعودی با سرزمینش شد: چِقَد جَنگلَ خوسی، ملّتَ وَسی؟ خَسته نُبُسی؟ می‌جانَ جانانا… تَرا گمه، میرزا کوچیک‌خانا.

میراث جاودانه موسیقی گیلان

ناصر مسعودی نه تنها در موسیقی دستگاهی ایران جایگاه ممتاز داشت، بلکه صدای بومی گیلان را به نسل‌های بعد منتقل کرد. او پلی میان موسیقی سنتی ایران و نغمه‌های محلی شد و با ترانه‌های کوچه‌بازاری و مردمی، سیمای فرهنگی و هنری شمال ایران را زنده نگه داشت. آثار او هنوز گوشه‌ای از فرهنگ و هویت گیلان را برای علاقه‌مندان موسیقی حفظ می‌کند و یادش، میراثی پایدار برای موسیقی ایران است.

برچسب:

اشتراک گذاری در:

هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *