آیا وقت خداحافظی مدیرکل هواشناسی گیلان رسیده است؟

هواشناس خوب، هواشناس بد؛

آیا وقت خداحافظی مدیرکل هواشناسی گیلان رسیده است؟

تاریخ انتشار: 1403/12/9

شماره خبر: 10971

چاپ‌خبر

پیش‌بینی وضعیت جوی، به‌ویژه در استانی همچون گیلان که همواره در معرض بارندگی‌های شدید و تغییرات ناگهانی آب‌وهوا قرار دارد، یک مسئولیت حساس و حیاتی است. اما وقتی مدیریت این پیش‌بینی‌ها نه بر اساس داده‌های علمی و بالاترین دقت، بلکه بر اساس تصمیمات ناهماهنگ و گاه متناقض باشد، بحران نه از دل آسمان، بلکه از درون خود سازمان هواشناسی شکل می‌گیرد.

به گزارش رویداد شمال به نقل از گیل خبر؛ دو هفته قبل، در حالی که سیلاب ویرانگر به صدها خانوار گیلانی خسارت زد، هواشناسی گیلان تنها یک هشدار دیرهنگام و سطح نارنجی صادر کرده بود! اما در ماجرای «برف سنگینی که در رشت نبارید!»، شاهد هشدار قرمز – بالاترین سطح هشدار ممکن – بودیم! این تناقض عجیب نه‌تنها مردم را دچار سردرگمی کرد، بلکه بار دیگر بی‌اعتمادی عمومی به پیش‌بینی‌های این سازمان را افزایش داد.

این آشفتگی در مدیریت هشدارها، عملاً هواشناسی گیلان را از یک نهاد علمی و قابل‌اتکا، به سازمانی با تصمیمات غیرقابل‌پیش‌بینی تبدیل کرده است. مردم دیگر نمی‌دانند کِی باید هشدارها را جدی بگیرند و کِی باید آن‌ها را نادیده بگیرند.

قابل تامل است که هشدار قرمز هواشناسی گیلان در حالی صادر شد که گفته می‌شود در جلسه ستاد مدیریت بحران، رئیس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران خشکسالی سازمان هواشناسی کشور بیان کرده بود که سامانه بارشی، مناطق جلگه‌ای را چندان درگیر نمی‌کند!

اعلام وضعیت بحرانی برای استانی که در دهه‌های گذشته بارها درگیر حوادث جوی شدید بوده، اقدام بدی نیست؛ بلکه وظیفه‌ای حیاتی برای جلوگیری از خسارت‌های احتمالی است. اما زمانی که پیش‌بینی‌های نادرست باعث تعطیلی مدارس، اختلال در کسب‌وکارها و ایجاد استرس غیرضروری در میان مردم می‌شود، دیگر نمی‌توان آن را صرفاً یک اشتباه علمی نامید. در واقع، هواشناسی باید هشدار دهد، اما نه با دقتی در حد فالگیری!

محمد دادرس، مدیرکل هواشناسی گیلان که سال‌هاست که با تغییر دولت‌ها و استانداران، جایگاه خود را حفظ کرده است، شاید هوای مدیران ارشد را خوب داشته باشد، اما در پیش‌بینی هوای جوی چندان موفق به نظر نمی‌رسد. وی در پاسخ به انتقادات اخیر، مدل‌های جوی و تغییرات ناگهانی آب‌وهوا را مقصر دانسته است. اما آیا این توضیح برای مردمی که برنامه‌هایشان به هم ریخته، کسب‌وکارهایشان تعطیل شده و در بحران‌های واقعی، بی‌دفاع مانده‌اند، قانع‌کننده است؟ یا برای مدیرانی که تصمیماتشان را بر اساس اطلاعات نادرست اتخاذ کرده‌اند، توجیهی قابل‌قبول محسوب می‌شود؟

این اولین باری نیست که پیش‌بینی‌های هواشناسی گیلان مورد انتقاد قرار می‌گیرد. در سال‌های اخیر، بارها پیش‌بینی‌هایی صورت گرفته که نتیجه‌ای خلاف آن رقم خورده است. چنین اشتباهاتی در بلندمدت، نه‌تنها اعتماد عمومی را از بین می‌برد، بلکه باعث می‌شود مردم حتی در زمان وقوع بحران واقعی، هشدارهای هواشناسی را جدی نگیرند. به‌عبارت‌دیگر، نتیجه‌ی چنین مدیریت ضعیفی، عادی‌سازی خطر و افزایش بی‌توجهی به هشدارهای واقعی است.

هیچ مدیریتی مصون از خطا نیست، اما زمانی که یک سازمان بارها در معرض انتقادات مشابه قرار می‌گیرد و تغییری در عملکردش دیده نمی‌شود، دیگر نمی‌توان این وضعیت را توجیه کرد. اعتماد به پیش‌بینی‌های هواشناسی، نیازمند تخصص، به‌روزرسانی تجهیزات و مسئولیت‌پذیری مدیریتی است. اگر یک مدیر توانایی بهبود عملکرد مجموعه خود را ندارد، شاید زمان آن رسیده که جای خود را به فردی شایسته‌تر بدهد.

مدیریت بحران و پیش‌بینی‌های جوی، بازی با احتمالات نیست؛ بلکه تصمیماتی است که می‌تواند زندگی هزاران نفر را تحت تأثیر قرار دهد. اگر قرار است اداره کل هواشناسی گیلان از این بحران اعتبار عبور کند، به‌نظر می‌رسد باید شاهد تغییرات مدیریتی در ارکان آن باشیم.

 

برچسب:

اشتراک گذاری در:

هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *